کاری که علم می تواند در طول همه گیری انجام دهد و نمی تواند انجام دهد



بیماری همه گیر COVID-19 ریشه یک بحران سه گانه است که مردم آمریکا با آن روبرو هستند. تأثیر اقتصادی ، هم به عنوان پیامد مستقیم همه گیری و هم هزینه هزینه های همراه با اقدامات کاهش ، عنصر دوم بحران است. این خود را در سطح بالایی از بیکاری نشان می دهد ، با حدود 26.8 میلیون کارگر ، تقریبا 16 درصد از کل نیروی کار ایالات متحده ، یا بیکار ، در غیر این صورت کار توسط COVID-19 ، یا شاغل اما کم حقوق ممنوع است.

هر دو با تأثیرات شدیدتر عنصر سوم بحران مرتبط هستند: ناآرامی های مدنی و اعتراضات مربوط به نژادپرستی سیستمی. اگرچه آنها سال گذشته در واکنش به کشته شدن سیاه پوستان آمریکایی توسط پلیس ظهور کردند ، اما نابرابری نژادی طولانی مدت همچنین منجر به نمایندگی بیش از حد گروه های اقلیت در میان افراد در معرض COVID-19 ، کسانی که عفونت های شدید و مرگ و میر و بیکاران را تجربه می کنند ، شد.

در بحث عمومی در مورد چگونگی تسلط بر COVID-19 ، تعدادی از راه حل ها پیشنهاد و تصویب شده است. بسیاری از آنها به عنوان تلاش برای “پیروی از علم” توسط حامیان خود محافظت می شوند. در حقیقت ، عباراتی مانند “از علم پیروی کنید” و “از شواهد پیروی کنید” در ماههای اول همه گیری ، به ویژه در مورد ضرورت اقدامات فاصله یابی اجتماعی ، به نوعی فریاد یکپارچه تبدیل شد. گرچه تردیدی نیست که درک علم باید در قلب هرگونه تلاش همه گیرانه باشد ، اما تصور می کنیم که پذیرش علم به عنوان یک ضرورت واضح ، نقش علم را در ماهیت ظریف و اساساً اخلاقی و سیاسی تصمیم گیری بیش از حد ارزیابی می کند ، در حالی که تسکین می بخشد کسانی که مسئول انتخاب های دشوار اخلاقی و سیاسی هستند.

ما استدلال می کنیم که سه روش اصلی وجود دارد که داستان های “پیروی از علم” هم از نظر مفهومی دارای نقص هستند و هم ضد تولید.

اول اینکه ، علم پیچیده ، ناقص و مستمر است. در طی همه گیری ، نمونه هایی از علم خوب ، اما همچنین علم بد و فرصت طلب نیز وجود داشت. بررسی همکار ، طراحی شده برای به دست آوردن اشتباهات ما در بهترین زمان ها ، می تواند از تعصب گروهی رنج ببرد و در هر صورت با انفجار تحقیقات پیش فشار در طی همه گیر شدن ، به میزان بی سابقه ای کنار گذاشته شده است. در سال 2020 ، فقط بین ژانویه و ژوئن ، مقالات علمی مربوط به COVID-19 هر 14 روز دو برابر می شود و به بیش از 100000 مقاله فردی می رسد. تجزیه و تحلیل 10000 مقاله اول در مورد COVID-19 نشان داد که بیشتر آنها نتوانستند روی موضوعات مشخص شده به عنوان کلید پیشگیری از بیماری همه گیر تمرکز کنند ، و بیش از 60 درصد نظرات بودند نه تحقیقات اصلی

همانطور که هر محقق باتجربه ای که در این زمینه کار می کند گواهی می دهد ، بررسی انتقادی این ادبیات پر رونق دشوارتر می شود. اگر این محدودیت ها را کنار بگذاریم ، هر مقاله علمی مشخص ، هر چقدر هم که به خوبی طراحی ، انجام ، گزارش و بررسی شده باشد ، فقط قطره ای در اقیانوس است ، که پایگاه شواهد مربوطه است و بنابراین به ندرت ، یا کلاً ، نقطه عطف هر سیاست می توان اعتماد کرد.

سرانجام ، حتی هنگامی که مطالعه علوم واضح به نظر می رسد ، به عنوان مثال در تولید بسیاری از واکسن های ایمن و موثر ، علم نمی تواند قضاوت ارزشی را انجام دهد (به عنوان مثال ، چه کسی ابتدا واکسن را دریافت می کند) که برای اجرای سیاست لازم است. جفری رز ، یکی از پدران اپیدمیولوژی مدرن و بهداشت عمومی ، گفت که اگرچه بهترین علم می تواند به اطلاع رسانی تصمیمات کمک کند ، “در یک دموکراتیک ، مسئولیت نهایی تصمیمات سیاست های بهداشتی باید بر عهده مردم باشد.”

این اساس مشاهدات دوم ما است. مطالعه علم فرض می کند که تصمیم گیری ماهیتی علمی دارد ، اما این روش تصمیم گیری نیست ، یا باید واقعاً کارساز باشد. با تعریف و انتخاب شاخه های علمی یا جریاناتی از شواهد برای اولویت بندی ، سیاستمداران می توانند ، هنگام ظهور علم ، طیف گسترده ای از مواضع را توجیه کنند. اساسی تر این ادعا است كه اتكا به علم به عنوان یك تأثیر تعیین كننده بر سیاست ، حتی در طی یك بیماری همه گیر ، به معنای نادرست توصیف نحوه انجام علم ، نحوه بسته بندی و اداره آن توسط نمایندگان منتخب دموكراتیك و گستردگی و ظرافت گزینه های سیاست است. در پاسخ به هر ترکیبی از شواهد ارائه شده موجود است. به همین دلیل است که چنین تصمیماتی ماهیتی اجتناب ناپذیر و به درستی سیاسی دارند و به همین دلیل باید توسط رهبران منتخب دموکراتیک که در برابر جامعه پاسخگو هستند ، پاسخگو باشند. همانطور که گفته ها می روند ، “حکمرانی یعنی انتخاب”.

سوم ، و شاید محوری ترین آن ، داستان “ردیابی علم” نقشی اساسی دارد که علم باید در اطلاع رسانی تصمیم گیری اخلاقی ایفا کند ، یعنی کمک به اطلاع رسانی و برقراری معاملات احتمالی همراه با انتخاب های سیاسی. سازش ها اساس تئوری اقتصادی است ، اما در اخلاق زیستی و بهداشت عمومی ، به ویژه در اولویت بندی بهبودهای برابری سلامت و بهبودهای کلی سلامت ، نیز به خوبی قابل درک است.

در زمینه COVID-19 ، استدلال می شود که شاید عمومی ترین مصالحه ، بحث سلامت در برابر ثروت ، مثالی از دوگانگی کاذب است و توافق علمی در مورد چگونگی اقدام برای به حداقل رساندن هزینه ها روشن است و آسیب رساندن به سلامتی با این حال ، این واقعیت را تغییر نمی دهد که اطلاع از درک ما از مبادلات تجاری بخشی اساسی است اما نادیده گرفته شده از آنچه علم در تصمیم گیری می گیرد. غلبه بر این تعادل به روشهایی که از تفکیک مضر و کاذب جلوگیری می کند ، می تواند چندین عملکرد حیاتی را در زمینه COVID-19 انجام دهد ، به ویژه با توجه به جلوگیری از نابرابری در حال رشد.

چگونه علوم تغییرات سیاسی را اطلاع می دهد

برای استفاده از تشبیه یک پزشک فردی که به بیمار توصیه می کند ، توانایی پیش بینی و گزارش عوارض جانبی بالقوه از دوره درمان ، قسمت مهمی از مراقبت خوب است. این به بیمار کمک می کند تا شدت هر یک از اقدامات را درک کند و در صورت مشاوره ، اجازه می دهد تا استراتژی هایی را بحث کند که می توانند این عوارض را کاهش دهند. هم مزایای درمان و هم عوارض جانبی این درمان به همان اندازه بخشی از “علم” است. در موارد شدید ، با شناسایی اقلیتی از افراد که ممکن است به طور نامتناسبی از این عوارض جانبی رنج ببرند ، به عنوان مثال از طریق آلرژی پزشکی به برخی داروها یا سلامت ضعیف تر ، پزشک ممکن است گزینه های مناسب تری را برای این گروه ها شناسایی کند. این رویکرد قدرت بخش ، شفاف ، منصفانه و شاید بیان کاملی از “پیروی از علم” باشد.

در انتهای مخالف مقیاس ، نیاز به کاهش انتشار کربن نمونه ای از یک توافق علمی واضح و اولویت جهانی است. با این حال ، اثرات بالقوه منفی در کاهش انتشار وجود دارد ، به عنوان مثال با از دست دادن اشتغال از تغییرات در طبیعت اقتصاد که به طور نامتناسبی بر افرادی که دارایی ندارند یا سطح تحصیلات بالایی دارند تأثیر می گذارد (همانطور که بخشهایی مانند گردشگری ، کشاورزی یا معدن با انتشارات سازگار هستند) ، یا هزینه های انرژی لازم در ارتباط با دولتهایی که “سطح زندگی خود را” از نظر سطح زندگی و زیرساخت برای اقشار آسیب پذیر ، جوامع و کشورها “بالا می برند”. درک ، برقراری ارتباط و بهبود این تأثیرات به عنوان یکی از م criticalلفه های مهم هرگونه برنامه ای به خوبی درک شده است ، خواه سرمایه گذاری پیشنهادی Green New Deal در مشاغل جدید و آموزش از طریق اقتصادی متمرکز بر منابع انرژی تجدیدپذیر باشد ، یا شامل انتقال فناوری از توافقنامه پاریس ، طرح های ظرفیت سازی و کمک های مالی برای کمک به طرفین در دستیابی به اهداف خود و جلوگیری از آسیب های ناعادلانه آنها

تأثیرات مصرف COVID-19

اگرچه دانشمندان مباحث اندازه گیری شده درباره مشکلات اخلاقی اقدامات تخفیف گرفته شده توسط دولتها در طی همه گیری را نوشتند و توصیه های متفاوتی را در مورد چگونگی مقابله با عواقب احتمالی بازگشایی صادر کردند ، اما این استدلالها معمولاً جای خود را به بیان ساده تر توضیحات پیرامون پیشنهاد “پاسخ صحیح” علمی واضح ، که در بحث عمومی غالب است و عمدتاً در تصمیم گیری درباره COVID-19 آگاه است.

ما تصور می کنیم که اکنون توقف و تأمل در سهمی که علم می تواند – و نمی تواند – در لحظه همه گیر ایجاد کند ، بیش از هر زمان دیگری مهم است. با وجود ظهور اولین واکسن ها علیه COVID-19 ، روشن است که به زودی تصمیمات دشوار دیگری در مورد فاصله اجتماعی و تعطیلی مدارس در ایالات متحده و سراسر جهان گرفته خواهد شد. بنابراین ضروری است که بیشتر بر آگاهی دادن به سیاست گذاران در مورد معامله های درگیر در سیاست های COVID-19 از طریق تدوین شواهد ، مقایسه و مدل سازی پیش بینی تأکید شود ، به طوری که این تصمیمات به بهترین وجهی اطلاع رسانی و انطباق داده می شوند به گونه ای که اقتصاد و بهداشت نامتناسب را کاهش دهد. تأثیرات آن بر جمعیت آسیب پذیر این نقش مهمی برای علم است و به چند دلیل می تواند ایفا کند.

اول ، عواقب چنین اقداماتی کاملاً شناخته شده و قابل پیش بینی است و از این نظر “علم” و همچنین پیش بینی های شیوع همه گیر است. شواهدی از سودمندی قابل پیش بینی در مورد تأثیرات دستمزد و شغل بر سلامت جسمی و روانی و نحوه واسطه بودن آنها توسط نابرابری های قبلی وجود دارد. به همین ترتیب ، ما از پیامدهای انزوای اجتماعی طولانی مدت در سلامتی و اینکه آنها می توانند بیشتر بر روی چه عواملی سقوط کنند ، آگاهی داریم.

دوم ، این تأثیرات بر نابرابری تأثیرگذار بر سه بحران پیش روی ایالات متحده تأثیر می گذارد. ما می دانیم که درآمد تعیین کننده قدرتمندی برای سلامتی است و در طی همه گیری ، درآمد کمتری در محله با توانایی کمتری در مشارکت در فاصله اجتماعی ارتباط دارد ، شرطی که سیاست های دولت برای فاصله فیزیکی بهبود نیافته است. ما می دانیم که سیاهپوستان آمریکایی کمتر قادر به کار از راه دور هستند ، در میان مهمترین کارگران بیش از حد نماینده هستند ، در میان افراد اخیراً بیکار بیش از حد حضور دارند و کمتر پس انداز می کنند تا خلا شغل را جبران کنند.

ما می دانیم که دانش آموزان اقلیت به احتمال زیاد در خانه های تک والدی زندگی می کنند ، از هر سه سیاه پوست و اسپانیایی تبارها هنوز به کامپیوترهای خانه هایشان دسترسی ندارند یا به باند پهن دسترسی ندارند و شکاف های آموزشی در حال گسترش است. با این حال روش های پیش بینی ، مدل سازی یا برقراری ارتباط با این مشکلات احتمالی بسیار توسعه نیافته باقی مانده اند ، اگرچه شواهد این نابرابری ها و تأثیرات آنها بر سلامتی از برخی جهات بسیار پیشرفته تر از شواهد سیاست COVID-19 است.

سوم ، تأثیر احتمالی بر این گروه ها این است که تسکین متناسب ، که توسط علم برای کاهش این اثرات انجام می شود ، هم مقرون به صرفه ، بسیار مطلوب و هم از نظر سیاسی مناسب است ، اما این در طول همه گیری مورد توجه سیاست نبوده است. دور این پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت دارد ، که نزدیک به برخی از دلایل اصلی آسیب پذیری ما در برابر COVID مربوط می شود. بسیاری از این راه حل ها می توانند با افزایش تعداد شهروندان قادر به انجام این کار و کاهش بسیار زیاد فداکاری های طولانی مدت که باید انجام دهند ، به فاصله اجتماعی کمک کنند.

شاید به درستی برنامه دولت بایدن برای کنترل COVID-19 مورد ستایش قرار گرفته باشد. با این حال ، ما استدلال می کنیم که ارتباط صادقانه در مورد ماهیت سازش های سیاسی و آنچه برای بهبود آنها انجام شده است باید در قلب تصمیم گیری پس از COVID باشد ، هم برای ایالات متحده و هم برای جهان. این امر ضمن اطمینان از اینکه عدالت و سلامت را در قلب تعاریف خود از علم و تصمیم گیری در سالهای آینده قرار خواهیم داد ، اعتماد و پاسخگویی را در رهبری افزایش داده و نقش شواهد را گسترش می دهد.


منبع: khabar-dirooz.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*