[ad_1]

ایالات متحده به طرز غم انگیزی از 400،000 مرگ ناشی از COVID-19 فراتر رفته و تعداد موارد و بستری شدن در بیمارستان نیز در سطح جهانی در حال افزایش است. با واکسن های منتشر شده ، جای امیدواری دارد که به پایان برسد. با این حال ، طبق بیشتر تخمین ها ، واکسیناسیون گسترده زودتر از اواسط سال انجام نمی شود. بنابراین ، هنوز برخی از راه ها وجود دارد که می تواند با فاصله گرفتن از اجتماع ، پوشیدن ماسک و سایر رفتارها برای کاهش همه گیری ، انجام شود.

بنابراین نگران کننده است که دنیا به مرور زمان شاهد کاهش مداوم رعایت این رفتارهای تخفیف برانگیز است. به عنوان مثال ، یک نظرسنجی گالوپ در پاییز که عادات فاصله اجتماعی در میان آمریکایی ها را دنبال می کرد ، نشان داد که درصد پاسخ دهندگان که از اجتماعات کوچک اجتناب می کنند ، از آوریل 40 واحد کاهش یافته است ، در حالی که کسانی که از مکان های عمومی پرهیز می کنند ، 25 واحد کاهش یافته است. متخصصان بهداشت عمومی این پدیده را “خستگی همه گیر” توصیف کرده و از آن به عنوان سهمی در افزایش عوارض مشاهده شده در اینجا و اروپا یاد می کنند.

درک خستگی همه گیر یک چالش است ، زیرا خستگی همه گیر یک پدیده نیست و احتمالاً از چندین دلیل ناشی می شود. برخی از آنها شامل روندهای سیاسی و اجتماعی مانند تغییر در نگرش های آزادیخواهانه یا کاهش اعتماد به مقامات علمی است. با این حال ، خستگی همه گیر در افرادی که ظاهرا با تلاش عمومی برای کنترل شیوع ویروس در هواپیما هستند نیز رخ می دهد. پس چرا پیروی از توصیه های بهداشت عمومی برای این افراد کاهش می یابد؟ با وجود نام آن ، خستگی همه گیر در این موارد در واقع به فرسودگی یا خستگی یا تخلیه منابع ذهنی مربوط نیست. بلکه خستگی همه گیر را باید از نظر انگیزه برای کارهایی که انتخاب کرده ایم درک کرد. به همین ترتیب ، دروس روانشناسی و عصب شناسی کنترل شناختی می تواند آموزنده باشد.

افراد توانایی چشمگیری دارند که وظیفه ای را که قبلاً هرگز انجام نداده اند ، ترسیم کنند و اقدامات لازم برای تحقق آن را برنامه ریزی و اجرا کنند. به عنوان مثال ، احتمالاً قبل از امسال اکثر ما روال استفاده از ماسک در اطراف افراد دیگر را نداریم. اما وقتی فهمیدیم که این مانع از گسترش COVID-19 شده است ، بسیاری از ما شروع به چنین کاری کردیم. برای یادگیری این رفتار ، یا در واقع هزاران سال تکامل ، صدها آزمایش آموزشی لازم نبود. بلکه استفاده از ماسک را تقریباً بلافاصله در زندگی روزمره خود گنجانده ایم. افراد می توانند اهداف انتزاعی ، ایده ها ، قوانین و دانش ما را با سرعت و مقیاسی به رفتار ما مرتبط كنند كه با هیچ نوع دیگری قابل مقایسه نباشد و هیچ هوش مصنوعی كه هنوز ساخته نشده باشد ، نمی تواند از آن تقلید كند. ما می توانیم این کار را انجام دهیم زیرا گروهی از توابع که دانشمندان آن را کنترل شناختی می نامند ، عملکردی است که توسط چندین سیستم متقابل و مکانیزم پشتیبانی می شود که به طور منحصر به فرد در مغز انسان ایجاد می شوند ، از جمله قشر جلوی پیشانی.

نکته مهم این است که کنترل شناختی انگیزه دارد. هنگامی که تصمیم به انجام یک کار می گیرد ، سیستم کنترل ما حداقل دو عامل را متعادل می کند: ارزشی که از انجام آن کار دریافت می کنیم و هزینه ای که برای انجام آن متحمل می شویم. اولی واضح است. تحقیقات تجربی در مورد انتخاب افراد در مورد اینکه چه کارهایی دوست دارند انجام دهند به ما می گوید که آنها کارهایی را که منجر به نتایج مطلوب می شوند ترجیح می دهند و بیشتر با آنها درگیر می شوند ، خواه نتیجه آن پول ، سلامتی ، دوستی یا هر چیز دیگری باشد که از آنها قدردانی می کنند. از همه مهمتر ، سیستم کنترل ما همچنین کارایی ذهنی ما را در محاسبه این مقدار ، مانند مقدار سرمایه گذاری ذهنی لازم برای یک کار معین ، در نظر می گیرد.

به این ترتیب ، افراد هیچ نتیجه ذهنی را برای هیچ نتیجه ای انجام نمی دهند. وظایف دشوار و به ویژه کارهایی که شامل سرمایه گذاری فکری سنگین است ، با یک تجربه نفرت انگیز از تلاش ذهنی همراه هستند. مردم از این تلاش ذهنی به عنوان قیمتی یاد می کنند که هر ارزشی را که می توان از یک کار بدست آورد ضعیف می کند. دلایل این هزینه های تلاش هنوز روشن است ، اما یک توضیح امیدوار کننده این است که آنها از هزینه های فرصت ناشی می شوند. ما نمی توانیم همزمان بیش از یک کار دشوار را انجام دهیم. بنابراین ما کارهای دشوار را مجازات می کنیم ، زیرا آنها توانایی ما برای به دست آوردن ارزش را با انجام کارهای دیگر محدود می کنند. بنابراین ، هنگامی که تصمیم به انجام یک کار می گیریم ، مغز ما تجزیه و تحلیل هزینه و فایده را انجام می دهد: دستاوردهای خود را در برابر درد روحی ما بسنجد.

زندگی در طی یک بیماری همه گیر پر از وظایفی است که نیاز به کنترل و تلاش ذهنی دارد ، بنابراین تجربه ذهنی گسترده خستگی ذهنی تعجب آور نیست. ما دائماً با قوانین و سیاست های جدید سازگار می شویم. همه چیز از کار گرفته تا مواد غذایی تا خرید در تعطیلات با آنچه ما می دانیم متفاوت است ، شامل قوانین و پروتکل های جدیدی است و بنابراین برای برنامه ریزی رفتارهای جدید و پیگیری کارهای ما در هر مرحله به کنترل شناختی نیاز دارد. و برای بسیاری از ما ، با هزینه های مداوم برای چند وظیفه ، تقسیم توجه بین کار ، کودکان و سایر اولویت ها به طور همزمان مواجه هستیم. برای موفقیت در این محیط نیاز به مشارکت فعال سیستم های کنترل ما است و بنابراین ما هزینه این تلاش ذهنی را تجربه می کنیم. تغییر در ارزش یا اثربخشی این رفتار ، تحمل هزینه این تلاشها را در طولانی مدت دشوارتر کرده و انطباق را کاهش می دهد.

چه کاری می توان انجام داد؟ از این تجزیه و تحلیل نتیجه می گیرد که مقابله با خستگی همه گیر نیاز به یک پاسخ قوی و چند وجهی دارد ، نه تنها جنبه های سیاسی و اجتماعی ، بلکه انگیزه هزینه ها و مزایای رفتارهای تخفیف پذیر را نیز در بر می گیرد. یکی از اهداف هزینه های فرصت است. تا زمانی که از نظر اجتماعی فاصله بگیریم یا درجا پناه بگیریم یا فرزندان خود را در خانه آموزش دهیم ، کارهای ارزشمند دیگری انجام نمی دهیم. بسیاری از افراد نمی توانند از راه دور کار کنند ، کار در حال کند شدن یا بسته شدن است و ما از عزیزانمان جدا شده ایم. بنابراین ، به خودی خود ، ارزش انطباق با گذشت زمان ، که با تلاش ذهنی او کاهش می یابد ، اگر این کار را نکنید ، به طور فزاینده ای بیش از ارزش است.

این یکی از دلایلی است که نیاز به تخفیف اقتصادی از بسته تشویقی تشویقی فردی بزرگتر ، مانند بسته اخیر مصوب کنگره است. نه تنها به این دلیل که موجبات تسکین اقتصادی را فراهم می کند ، بلکه به دلیل اینکه این هزینه های انطباق فرصت را بر عهده دارد دوم ، همانطور که در بالا ذکر شد ، تمایل ما به سرمایه گذاری تلاش ذهنی در یک کار به اعتقاد ما به اثربخشی آن بستگی دارد. هرچه وظیفه دشوارتر باشد ، احتمال داشتن نتیجه مثبت بیشتر است. اطلاعات نادرست گسترده است و ما هنوز از راهنمایی های مداوم رهبری فدرال در مورد اقدامات م toثر ، از پروتکل های بهداشتی گرفته تا چگونگی گشودن ایمن مدارس ، محروم هستیم. ما برای ایجاد توازن در هزینه های باتجربه خود به مجموعه ای روشن از دستورالعمل ها نیاز داریم که می دانیم از یک منبع خبره مانند CDC مثر هستند. در این راستا ، پس از معرفی مجموعه ای موثر از قوانین ، ما نیاز داریم تا این قوانین تا حد ممکن پایدار باشند. برنامه ریزی و انطباق با سیاست ها و رویه های در حال تغییر برای مکان های اصلی اقامت نزدیک به نیازهای ثابت سیستم کنترل ما برای مدیریت هر کار به عنوان جدید.

در مقابل ، ثابت نگه داشتن اوضاع به ما امکان می دهد تا با تلفیق مجموعه ای ثابت از رفتارها در عادت ها و عادت های روزمره ، هزینه تلاش را کاهش دهیم. سرانجام ، زندگی و کار مشترک در همان مکان خانه های ما منجر به یک حالت چند وظیفه ای جذاب می شود. ما محیط کار جداگانه ای برای کار و تکالیف نداریم و بنابراین آنها تداخل می کنند ، که این امر تقاضای سیستم کنترل ما را که به عنوان تلاش آن را تجربه می کنیم ، ایجاد می کند. و هزینه چند وظیفه ای به ویژه برای والدین دارای فرزند خردسال سنگین است. بنابراین اقداماتی که به کاهش این بار کمک می کند ، مانند اقدامات ایمن برای گشودن مدارس و مشاغل ، به طور قابل توجهی به کاهش این هزینه های ذهنی کمک می کند.

یکی از جنبه های اصلی خستگی همه گیر ماهیت انگیزشی دارد و مربوط به خواسته های زندگی در طی یک بیماری همه گیر در سیستم های کنترل شناختی ما و هزینه تلاش ذهنی آن است. اقداماتی مانند آنچه در بالا توضیح داده شد ، که به کاهش هزینه تلاش ذهنی کمک می کند ، می تواند به جلوگیری از جذب رو به پایین آن کمک کند.

[ad_2]

منبع: khabar-dirooz.ir