[ad_1]

این صحنه ها که روز چهارشنبه در پایتخت آمریکا رخ داد ، برای همیشه در یک رسوایی زنده خواهد ماند. در حالی که کنگره برای تأیید آراges کالج های انتخاباتی و اعلام رئیس جمهور منتخب جو بایدن آماده می شود ، هزاران تن از طرفداران ترامپ با هجوم به ساختمان پایتخت ، سالن ها را خراب می کنند و دفتر رئیس مجلس نمایندگان نانسی پلوسی را اشغال می کنند.

عکس ها و فیلم گروهی از شورشیان را نشان می دهد که عمدتا سفیدپوست و مرد هستند. آنها سلاح ، پرچم های کنفدراسیون ، پرچم های تزئین شده با سواستیا ، پوسترهای QAnon و به گفته پلیس مواد محرک شیمیایی را به همراه داشتند. آنها دیوارهای بیرونی را مقیاس زدند ، از داربست بالا رفتند ، پنجره ها را شکستند ، از بالکن آویزان شدند و از درهای سالن سنا کوبیدند ، یک مرد سفید پوست خود را روی تریبون انداخت و فریاد زد: “ترامپ در این انتخابات پیروز شد!”

ساعاتی بعد ، بیش از 120 قانونگذار ، عمدتا سفیدپوست و مرد ، هنوز متعهد شدند که با پیروزی بایدن مبارزه کنند.

گرچه مطمئناً درست است که ترامپ در میان زنان سفیدپوست طرفداران قابل توجهی دارد ، اما سرسخت ترین حامیان وی معمولاً سفیدپوست و مرد هستند. این افراد در طیف گسترده ای از وضعیت اقتصادی – اجتماعی توزیع شده اند ، علی رغم خطرات تاریخی دولت وی برای سلامت عمومی ، امنیت و ساختارها و آرمان های دموکراتیک آمریکا ، قاطعانه – و حتی به اجبار – از رئیس جمهور حمایت کرده اند. متخصصان و پیش بینی کنندگان در مورد عوامل زمینه ساز این حمایت حدس نمی زنند: نژادپرستی؟ اقتصاد؟ مردانگی شکننده؟ اضطراب کلاس؟ ترس سیاسی؟ فرقه گرایی؟ در نیویورک تایمز ، که در اکتبر گذشته منتشر شد ، مایکل سوکولوف پیشنهاد کرد که شکاف سیاسی بین سفیدپوستان و تقریباً همه افراد را “شکاف مرد سفید” یا “مشکل مرد سفیدپوست” بنامد.

اما دانشمندان علوم شناختی مدت طولانی است که اصطلاح نیروهای روانشناختی را ایجاد کرده اند که اختلافات سیاسی جنسیتی و نژادی را بوجود آورده است. این تحقیقات و دهه ها کار علمی بیشتر نشان می دهد که اگر می خواهید پدیده ترامپ را درک کنید ، خوب است ابتدا علم درک ریسک را درک کنید.

در سال 1994 ، در همان سال ، گروهی از محققان به سرپرستی پل اسلوویچ تحقیقی را منتشر کردند که در آن حدود 1500 آمریکایی در سراسر کشور از چگونگی درک انواع مختلف خطرات ، به ویژه خطرات بهداشت محیط ، سال کردند. اسلوویچ و تیم او دریافتند که مردان سفیدپوست از نظر چگونگی درک خطرات با زنان سفیدپوست و زنان و مردان غیر سفید پوست تفاوت دارند. برای هر گروه تهدید ، مردان سفیدپوست خطر را بسیار کمتر و قابل قبول تر از سایر گروه های جمعیتی می دانند. این همان چیزی است که آنها “اثر مردان سفیدپوست” نامیدند. آنها همچنین دریافتند که زنان سفیدپوست خطرات را درک می کنند ، به طور کلی ، بسیار بیشتر از مردان سفیدپوست است ، اما این برای زنان غیر سفید پوست و مردانی که خطر را تقریباً در همان سطح درک می کنند ، درست نیست ، پیشنهاد پیچیدگی های شایسته بیشتر مطالعه بیشتر. در نهایت ، تمدید این مطالعه شامل طیف وسیعی از خطرات ، از جمله اسلحه ، سقط جنین ، تهدید هسته ای و مجازات اعدام است.

با گذشت سالها ، مطالعات بعدی لایه هایی از تفاوت را در درک و تفسیر نتایج 1994 اضافه می کند. تا سال 2007 ، محققان اثر انسان سفید پوست را در زمینه دانش فرهنگی توضیح می دادند و نشان می دادند که او فقط به طور غیرمستقیم محصول جنسیت و نژاد است. که در سطح اساسی ناشی از تفاوت در هویت فرهنگی ، امنیت اقتصادی-اجتماعی و نگرش نسبت به برابری طلبی و جامعه است. اما نکته اصلی این بود که گروه های مختلف می توانند خطر یکسانی را از طریق لنزهای بسیار متفاوت درک کنند. و در مورد مردان سفیدپوست ، اغلب عدسی است که به دنبال حفظ هویت فرهنگی نهادینه شده و موقعیت اجتماعی است. همانطور که بسیاری مشاهده کرده اند ، تفاوت شدیدی بین پاسخ و رفتار هزاران Stop Rebels Rebels در روز چهارشنبه و پاسخ و رفتار هزاران نفر از افرادی که در ژوئن 2020 در حمایت از Black Lives Matter در دی سی گردهم آمده اند وجود دارد.

این کمک می کند تا توضیح دهید که چرا بخش گسترده و کاملاً مشخصی از مردم ایالات متحده – از پسران مغرور و دیگر گروه های افراطی که در هفته های اخیر واشنگتن را وحشت زده اند تا سناتورهایی که ریشه دموکراسی را در کنگره از بین برده اند – مایل به رد رد ترامپ هستند. از انتخابات مشروع آنها تهدیدی حتی بزرگتر را در اطراف افق درک می کنند: تهدیدی برای یک موقعیت اجتماعی بالاتر که به اعتقاد آنها فقط ترامپ می تواند آن را حفظ و بازگرداند ، یک موقعیت اجتماعی که ناگزیر با نژاد ، جنسیت و مذهب مرتبط است.

اسلوویچ و همکارانش در یک مقاله تحقیقاتی در سال 2007 نوشتند که امروزه کمتر از واقعیت صدق نمی کند ، “مردم خطرات سخت را به شکلی انتخابی مورد اعتباری قرار می دهند و رد می کنند که خطرات سخت را پشتیبانی می کند.” به عبارت دیگر ، برای برخی افراد ، حمایت ترامپ یک واکنش تسکینی از نظر روانشناختی به خطرات درک شده است.

وقتی این نیاز درک شده برای محافظت از هویت توسط افرادی که در موقعیت های قدرت هستند تقویت می شود ، می تواند خطرناک و زشت شود. محافظت از هویت می تواند منجر به آنچه اسلوویچ و دیگر محققان آن را “خشونت فضیلت آمیز” می نامند ، خشونت مورد حمایت و یا ارتکاب مردم از نظر اخلاقی صحیح است. در تحقیقی در آگوست سال 2020 ، اسلوویچ و تیمی از محققان دریافتند که مردان محافظه کار سفیدپوست بیش از هر کس دیگری از خشونت فضیلت آمیز حمایت می کنند و “احساس می کردند از نظر اجتماعی از دشمن بیگانه شده اند ، آنها را از انسانیت خارج می کنند و معتقدند مقصر قربانیان سرنوشت خود هستند.” “

البته انعکاس این ایده ها را می توان در بسیاری از نظریه پردازی های نظری درباره قطب بندی سیاسی و فرقه گرایی امروز یافت. و تصور اینکه چرا اصطلاح “جلوه سفید مرد” برای قدرت گرفتن در یک فضای رسانه ای تحت سلطه سفیدپوستان تلاش می کند دشوار نیست. اما با توجه به قدرت این مطالعه برای توضیح ادراک عمومی از موضوعات متنوعی مانند تنظیم هسته ای ، تغییرات آب و هوا ، سیستم های غذایی ، سیاست ها و فناوری ، به اشتراک گذاشتن یک زبان مشترک و درک اهمیت آن مفید خواهد بود.

از این گذشته ، شاید اسمی که ما برای توصیف تفاوت های اجتماعی و فرهنگی در درک ریسک به کار می بریم ، کمتر از کاری است که درباره آن انجام می دهیم. این مطالعه آکادمیک ارزشمند است ، اما نباید خشونت و آسیب واقعی را پنهان کند. خشونت فضیلت آمیز هنوز هم خشونت است و هیچ چیزی انتزاعی در نقش دانش محافظت از هویت در برتری مردان سفیدپوست وجود ندارد. به نظر می رسد که علم به وضوح نشان می دهد – و آنچه افرادی مانند پل اسلوویچ برای دهه ها مشاهده کرده اند – این است که بسیاری از بحران های همپوشانی جامعه نمی توانند حل شوند ، زمانی که هیئت های حاکم عمدتا از مردان سفید پوست تشکیل می شوند از نظر درک خطر بهتر است ، وظیفه تصمیم گیری در مورد خطرات کل جمعیت را بر عهده دارد. کسانی که قدرت تصمیم گیری در مورد خطرناک و غیرمستقیم بودن را دارند باید نمایندگان کل جامعه باشند و این افراد باید از آژانس و قدرت مشارکت در تصمیم گیری نهایی برخوردار باشند.

دانش شناختی غنی و دقیق در زمینه هویت ، وضعیت و خطر بسیاری از تفاوت های ظریف در بحث بحران سیاسی فعلی ما را گرد هم آورده است. این باید یک م essentialلفه اساسی در هر تحلیلی باشد که می خواهد نحوه چگونگی رسیدن به این تقسیم سیاسی خشن را توضیح دهد و ابزاری ارزشمند برای غلبه بر آن خواهد بود.

این مقاله در اصل در Undark منتشر شده است. مقاله اصلی را بخوانید.

[ad_2]

منبع: khabar-dirooz.ir