[ad_1]

رنسانس ایتالیا پر از ایده های جدید بود. تولد دوباره فرهنگی و اقتصادی؛ و غیرت هنری ، و این منجر به برجسته ترین آثار علمی شده است که اروپا طی قرن ها دیده است. همچنین زمان سیفلیس بود. اولین شیوع ثبت شده در سال 1494/95 در شهر ناپل رخ داد و پس از آن به سرعت در سراسر اروپا گسترش یافت.

جیرلامو فراکاستورو به عنوان یک پزشک در ورونا ، اثرات مرگبار این بیماری را از نزدیک مشاهده کرد. امروزه ویروس و مسری تر از بیماری سیفلیس است و باعث ایجاد حدود پنج میلیون مرگ در سراسر قاره می شود. علائم آن بخصوص بصری است و شامل ضایعات بدنی گسترده است.

فراكاستورو در سال 1478 در ورونا در جمهوري ونيز در يك خانواده بلندپايه متولد شد و در سال 1502 به عنوان استادي در دانشگاه پادوآ منصوب شد ، جايي كه نيكلاوس كوپرنيكوس در بين معاصرانش شناخته مي شد. وی قبل از انتقال به ورونا ، در دانشگاه منطق و آناتومی تحصیل خواهد کرد و در آنجا یک عمل خصوصی را ادامه می دهد. در سال 1545 وی در خدمت پاپ پل سوم به شورای ترنت انتخاب شد و این فراكاستورو بود كه در مارس 1547 به دلیل خطر طاعون در ترنت شورا را ترغیب كرد تا به ایالت پاپ بولونیا برود.

Fracastoro ، متفکر واقعی رنسانس ، در بسیاری از زمینه ها علاقه نشان داد. از آثار وی می توان به رساله ای درباره شراب سازی (از دمای شراب) ، گفتگوها درباره شاعرانگی و ماهیت روح ، شعرهای حماسی درباره یوسف ، عهد عتیق ، و آثار گسترده تر درباره نجوم (فراكاستورو ، برخلاف كوپرنیكو مدافع یك مدل همسان از جهان است) ، ماهیت بیماری های عفونی ، زمین شناسی و فلسفه.

ویژگی ماهیت میان رشته ای علایق فراکاستورو این است که مشهورترین اثر وی باید یک شعر لاتین باشد که در هگزامتر و اسطوره های تزریق کننده در مورد یک بیماری واگیردار سروده شده است. این شعر حماسی در سال 1530 منتشر شد سفلیس یا بیماری (سفلیس یا بیماری فرانسوی) ، که بیماری از آن نام گرفته است ، بر درک و درمان بیماری تأثیر گذاشته است. نسخه نسخه خطی در سال 1521 تکمیل شد و به حدی توزیع شد که در نهایت Fracastoro برای جلوگیری از خطاهایی که می تواند هنگام بازتولید دستی متن رخ دهد ، چاپ کرد.

به دنبال کار او در سفلیس ، فراكاستورو در همان زمان به خاطر ظرافت شاعرانه اش به اندازه شایستگی های علمی بسیار ستایش می شد ، خود را وقف مطالعه سرایت از اوایل دهه 1540 کرد.

در سال 1546 Fracastoro منتشر شد آلودگی و بیماری های عفونی (در مورد عفونت و بیماریهای واگیر). کتاب های I و II حاوی نظریه Fracastoro در مورد مکانیسم های عفونت است و به دنبال آن بحث درباره تعدادی از بیماری های مختلف عفونی از جمله تیفوس ، سیفلیس و جذام ارائه می شود. کتاب III چندین روش درمانی برای بیماری های شایع و همچنین یکی از اولین طرفداران بهداشت شخصی برای جلوگیری از شیوع بیماری را ارائه می دهد.

نظریه های فراکاستورو در مورد ماهیت بیماری های عفونی توجه دانشمندان را به خود جلب کرده است. Fracastoro معتقد است که بیماری ها توسط سازندهای نامشخص دانه مانند ایجاد می شوند (سمینارها) ، که می تواند به سرعت تکثیر ، به سرعت گسترش یابد و مختص هر بیماری است.

وی گفت: این دانه ها را می توان به سه روش مختلف تکثیر کرد. اول ، با تماس مستقیم (از جمله دست دادن) ، دوم ، با تماس غیرمستقیم از طریق fomiti (اشیا in بی جان مانند لباس) و سرانجام در فواصل طولانی در هوا ، با تأکید بر اینکه چیزی که سه حالت انتقال را به هم متصل می کند این است که همه آنها ” از طریق تماس مستقیم مسری است. “در حالی که برخی از این ایده ها توسط دانشمندان قبلی در نظر گرفته شده است ، Fracastoro اولین کسی بود که سه علت انتقال را در یک نظریه ثابت عفونت ادغام کرد.

نظریه او درباره “بذر بیماری” به ویژه ابتکاری بود. دانشمندان دیگر در مورد علت انتقال از طریق هوا حدس می زنند ، اما فقط فراكاستورو تا آنجا پیش رفت كه “نظم دیگری از موجودات زنده را اختراع كرد” ، همانطور كه ​​ویویان ناتون مورخ می گوید (اگرچه مفاهیم فراكاستورو زنده بودند ، اما ماهیت آنها بسیار متفاوت بود). آلودگی با مایع زنده مارتینوس بیرینک در اواخر قرن نوزدهم). “بذر بیماری” تقریباً قطعاً تحت تأثیر اتمیسم دموکراتیک بوده و از شاعر رومی لوکرتیوس الهام گرفته شده است ، که در قرن پانزدهم کار او دوباره کشف شد.

نظریه عفونت فراكاستورو ، اگرچه توسط معاصران وی مورد بحث قرار گرفت ، اما تاثیری پایدار در روند اپیدمیولوژی نداشت ، تا حدی به این دلیل كه نظریه بذر وی می تواند به طور منطقی در سنت جالینوس تفسیر شود كه با تئوری میاسم سازگار است. در این زمان غالب است. جامعه پزشکی در مورد شیوع بیماری در بیشتر سه قرن آینده ، مدتها پس از مرگ فراکاستورو در سال 1553 ، اختلاف نظر خواهد داشت.

تئوری میاسم ، که ادعا می کند بیماری های عفونی ناشی از هوای نامناسب است ، با هزینه تئوری عفونت تا دهه 1800 ادامه خواهد داشت. تنها زمانی که نظریه آزمایشی جنین توسط رابرت کوچ و لویی پاستور در سال 1861 توسعه یافت ، تئوری مسری سلطه پیدا می کند.

باکتری شناسان قرن نوزدهم با استناد به نظریه عفونت وی به عنوان “بذر بیماری” به عنوان پیش ماده اولیه میکروارگانیسم ها و اولین درک واقعی از ماهیت عفونت ، کار Fracastoro را احیا می کنند.

در حالی که محققان اتفاق نظر دارند که فراکاستورو شخصیتی مهم در دوره رنسانس در پزشکی بوده است ، اما در مورد اینکه آیا فراکاستورو را باید به عنوان پیشگام نظریه جنینی یاد کرد یا دانشمندی که استعاره خود از “دانه ها” اغراق آمیز است برای اینکه در اکتشافات مدرن تر جای می گیرد.

با این حال ، در عصر ویروس کرونا ، شاید باید بیشتر او را به خاطر حمایت اولیه از بهداشت شخصی تشکر کنیم.

[ad_2]

منبع: khabar-dirooz.ir