قدرت تکمیل کننده ذهن



در او بازنشسته ها (اندیشه ها) ، بلیز پاسکال می نویسد ، “از فضا جهان مرا در بر گرفته و مانند یک اتم مرا در بر می گیرد.” برگ چمن والت ویتمن می نویسد ، “من حاوی موارد بسیاری هستم.” به نظر می رسد در نگاه اول ، پاسکال و ویتمن چیزهای بسیار متفاوتی را بیان می کنند. پاسکال می گوید ما کوچک هستیم ؛ ویتمن می گوید ما بزرگ هستیم.

و با این وجود هر دو کاملاً درست هستند. علم نه تنها اعلامیه های معروف آنها را پشتیبانی می کند بلکه تقویت می کند. کیهان شناسی مدرن ، جهانی بسیار بزرگتر از آنچه تصور می کرد پاسکال در سال 1660 تصور می کند را آشکار کرده است. حتی امروز ، ما می توانیم پیچیدگی واقعی مغز ویتمن را که شامل ده ها میلیارد نورون زنده و بهم پیوسته است ، تخمین بزنیم ، به وضوح بیشتر از ویتمن در سال 1855. г.

مکمل این درک است که به یک چیز واحد ، از منظرهای مختلف نگاه شود ، به نظر می رسد دارای خصوصیات متفاوت یا حتی متناقضی است. این مکمل به ما هشدار می دهد که پاسخ به انواع مختلف س questionsالات ممکن است به رویکردهای کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشد.

هدف من از نوشتن مبانی: ده کلید واقعیت باز کردن گنجینه ای است که همه می توانند در مورد دنیای فیزیکی بدانند. این گنجینه اتاق زیر شیروانی مملو از حقایق غبارآلود نیست – اگرچه حاوی بسیاری از حقایق شگفت آور است – اما یک دیدگاه گسترده ، از جمله بهترین درک ما در حال حاضر ، دلایل اعتماد به آن ، محدودیت های آن ، اهمیت آن – و برخی فرض ها است. برای آینده اش

به عنوان یک رشته برای خودم و هضم آسان و قابل یادآوری خوانندگان ، تصمیم گرفتم یک سنت طولانی را با الهام از ده فرمان و لیست های ده گانه ای که می توانید در بسیاری از کتابهای خودیاری مدرن با سازماندهی ارائه 10 قدرتمند عبارات: “کلیدهای واقعیت” که در زیرنویس قول داده شده است.

اولین کلید من برای واقعیت ، “فضای زیادی وجود دارد” ، عمیقاً در موضوعات مطرح شده توسط پاسکال و ویتمن که در بالا ذکر شد ، است. این یک نقطه شروع آشکار بود. انتخاب بعدی همیشه بدیهی نبود ، اما من خیلی راحت در لیست نه نفره قرار گرفتم. امیدوارم که فکر کردن و نوشتن در مورد این نه مورد خلاف این باشد.

و این اتفاق افتاد دهمین کلید من برای واقعیت ، که از علم سرچشمه می گیرد ، اما به تعبیری فراتر از آن است ، معلوم شد “تکمیل کننده ، ذهن را گسترش می دهد”. تکمیل کردن نگرشی نسبت به زندگی است که به نظر من چشم نواز و بسیار مفید است. این به معنای واقعی کلمه نظر من را تغییر داد. از طریق او ، من بزرگتر شدم: در خیال باز و تحمل پذیر تر.

بگذارید دو مثال مهم از مکمل بودن را در عمل بیان کنم. اولین مورد ، مکمل تجزیه و تحلیل و سنتز است. یا ، در اصطلاحات معروف ، “تقلیل گرایی” و “کل گرایی” است.

در توصیف جهان از نظر اساسی ترین عناصر سازنده رضایت زیادی حاصل می شود. وسوسه انگیز است اگر بگوییم این توصیف ایده آل است ، در حالی که سایر توصیفات سطح بالا فقط تقریبی است – سازشهایی که ضعف درک را منعکس می کنند. این نگرش ، که دشمن کامل خوبی ها را می کند ، سطحی عمیق است ، اما عمیقاً سطحی است.

برای پاسخ به س questionsالات جالب ، غالباً باید تمرکز خود را تغییر دهیم. کشف (یا اختراع) مفاهیم جدید و روش های جدید کار با آنها یک فعالیت خلاقانه باز است. دانشمندان کامپیوتر و مهندسان نرم افزار آگاه هستند که هنگام طراحی الگوریتم های مفید ، توجه به نحوه ارائه دانش مهم است. عملکرد خوب می تواند بین دانش قابل استفاده و دانش موجود “اصولاً” تفاوت ایجاد کند اما در واقع قابل دسترسی نیست زیرا یافتن و پردازش آن به زمان زیاد و مشکلات زیادی نیاز دارد. این مانند تفاوت بین داشتن میله های طلا و دانستن این است که به طور کلی ذخایر عظیمی از اتم های طلا شناور در اقیانوس وجود دارد.

به همین دلیل ، درک کامل قوانین اساسی ، اگر هرگز به آن دست یابیم ، نه “نظریه همه چیز” و نه “پایان علوم” نخواهد بود. برای محکومیت وقار واقعیت ، ما همچنان به ایده های جدید و توصیفات اضافی نیاز خواهیم داشت. هنوز بسیاری از س wonderfulالات شگفت انگیز بدون پاسخ باقی مانده و کارهای علمی زیادی باید انجام شود. همیشه وجود خواهد داشت.

من معتقدم که متمم بودن فروتنی و عزت نفس پیام اصلی پیام است اصول بطور کلی. در بسیاری از تغییرات به عنوان یک مضمون تکرار می شود. وسعت کیهان ما جودی است ، اما ما حاوی نورون های بسیاری و البته به طور قابل توجهی بیشتر از اتم هایی است که از آنها سلول های عصبی ساخته می شود. وسعت تاریخ کیهانی فراتر از زندگی بشر است ، اما ما برای تعداد زیادی از افکار وقت داریم. انرژی های کیهانی از آنچه هر فرد یا حتی کل بشریت به آن فرمان می دهد جلوتر است ، اما ما قدرت کافی برای مجسمه سازی محیط محلی خود و مشارکت فعال در زندگی ، عشق و ماجراجویی در میان افراد دیگر را داریم. جهان فراتر از توانایی درک ما پیچیده و سرشار از رمز و راز است ، اما ما چیزهای زیادی می دانیم و بیشتر می آموزیم. در هر صورت ، فروتنی خوب است ، اما عزت نفس نیز خوب است.

کلمه “مکمل” توسط نیلز بور ، بنیانگذار نظریه مدرن کوانتوم ، وارد گفتمان علمی و فلسفی شد. در تئوری کوانتوم ، مکمل بودن نه تنها مفید بلکه ضروری است. این امر از تفسیر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ناشی می شود که طبق آن پیش بینی موقعیت و سرعت ذره غیرممکن است.

در نظریه کوانتوم ، توصیف اساسی یک ذره توسط عملکرد موج آن ارائه می شود. از نظر تئوری ، تابع موج یک ذره به هر س aboutال در مورد ذره ای که منطقی است پرسیدن را پاسخ دهد. با این حال ، ما دسترسی تجربی به خود تابع موج نداریم ، بلکه فقط به نسخه های پردازش شده آن دسترسی داریم. یک روش پردازش ، پیش بینی هایی را در مورد موقعیت ذره به ما می دهد. روش دیگر پردازش ، پیش بینی های مربوط به سرعت آن را به ما ارائه می دهد. متأسفانه ، این دو روش پردازش از نظر ریاضی ناسازگار هستند. در این زمینه ، مکمل یک قضیه است: س questionsالات مختلف با جنبه های مختلف واقعیت مطابقت دارند که از یک توصیف فروتر نیستند.

اگرچه بور برای اولین بار مکمل بودن را در قرن بیستم فرموله کرد ، اما به محض هوشیاری نسبت به آن ، می توان ردپای بسیاری از آن را در علوم ، ادبیات و هنر از دوره های قبل پیدا کرد. جمله پاسکال در پایان می گوید: “جهان از طریق فضا مرا می گیرد و مانند یک لکه من را می بلعد. اما از طریق فکر می فهمم. “و ویتمن ، در متن ، یک جشن شاعرانه شگفت انگیز از مکمل بودن است:

با خودت تناقض داری؟

من خیلی خوب با خودم تناقض دارم ،

(من بزرگ هستم ، چیزهای زیادی دارم)


منبع: khabar-dirooz.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*