[ad_1]

از نظر کیهانی ، دیر رسیده ایم. اولین ستاره ها در اوایل دهم میلیارد سال پس از انفجار بزرگ شکل گرفتند. خورشید 9.1 میلیارد سال بعد ، یعنی 4.6 میلیارد سال پیش ، زمانی که جهان به دو سوم سن فعلی رسیده بود ، تشکیل شد. تولد دیرهنگام خورشید پایان تاریخ شکل گیری ستاره ای جهان است.

در حال حاضر ، سیستم زمین-خورشید یک پدیده رایج است. بر اساس فهرست نامزدهای سیاره ای که از تلسکوپ فضایی کپلر جمع آوری شده است ، می دانیم که حدود نیمی از ستاره های خورشید مانند یک سیاره به اندازه زمین را در منطقه قابل سکونت خود نگهداری می کنند. این سیارات می توانند دریاچه های آب مایع را روی سطح خود نگه داشته و شیمی زندگی را نشان دهند. اگر این واقعیت داشته باشد و به ستاره های تشکیل شده در اوایل کیهان نزدیک باشد ، ممکن است زندگی در جهان ما مدت ها قبل از تولد خورشید آغاز شده باشد. و بنابراین ، تمدن های نخستین فناوری ممکن است از میلیاردها سال پیش شکل گرفته باشند. با توجه به اینکه طی چند سال فناوری های ما به طور چشمگیری در حال پیشرفت بوده اند ، سیگنال هایی که می تواند ناشی از میلیاردها سال توسعه فناوری باشد ، غیر قابل تصور است.

حتی اگر فقط یک گونه مانند ما در کهکشان بزرگی مانند کهکشان راه شیری وجود داشته باشد ، و این تمدن فقط برای یک قرن سیگنال هایی را ارسال می کند – همانطور که قبلاً نیز داشته ایم – باید در هر زمان همیشه صد صد تمدن فعال در آسمان وجود داشته باشد. این از واقعیت ناشی می شود که حجم قابل مشاهده جهان شامل 10 میلیارد کهکشان از این دست در 10 میلیارد سال است. آیا می توانیم منابع مصنوعی را از فواصل کیهان شناسی پیدا کنیم و آنها را از سیگنال های طبیعی در اوایل جهان تشخیص دهیم؟

یک نمونه از سیگنال های مختلف فن آوری می تواند یک خط طیفی با فرکانس انتشار گیج کننده باشد که با هر انتقال اتمی یا مولکولی شناخته شده مطابقت ندارد. چنین سیگنالی عجیب به نظر می رسد اگر از یک کهکشان دوردست که انتقال قرمز آن از خطوط انتشار یا جذب مشخص شده از ستاره ها یا گاز بین ستاره ای آن مشخص شده باشد ، نشات گرفته باشد. یک خط طیفی ناشناخته می تواند توسط لیزرهای قابل تنظیم ، مانند لیزرهای الکترونی آزاد که تمدن ما ایجاد کرده است برای تولید یک انتشار روشن متمرکز بر فرکانسی که می تواند از امواج مایکروویو از طریق اشعه تراهارتز تا مادون قرمز ، مرئی ، فرابنفش باشد ، تولید شود. یا حتی اشعه

مزیت تولید تابش تک فرکانسی ، همانند یک خط طیفی ، این است که می توان آن را به حداکثر سطح ممکن متمرکز کرد ، به اصطلاح حد پراش ، و درخشان ترین پرتو را برای قدرت خود ارائه می دهد. از اشعه لیزر متمرکز می توان به عنوان مثال ، برای فشار دادن یک بوم سبک با سرعت بالا استفاده کرد ، همانطور که در طرح Starshot پیش بینی شده است. برای اهداف درایو ، فرکانس بهینه لیزر به سرعت ترمینال و وزن بار مورد نظر بستگی دارد. به عنوان مثال ، باند مادون قرمز نوری برای رسیدن به سرعت نور با فضاپیماهای سبک با هدف سفر بین ستاره ای (به عنوان مثال ، از خورشید تا آلفا قنطورس) ایده آل است ، در حالی که باند رادیویی برای رسیدن به یک هزارم سرعت نور بهترین است ، هنوز 10 سریعتر از موشکهای شیمیایی ، با صنایع سنگین مورد استفاده برای حمل بار بین سیاره ای (به عنوان مثال ، بین زمین و مریخ).

نشت نور از یک مرکز پرتاب قدرتمند که از تمام نورهای ستاره ای گرفته شده توسط یک سیاره قابل سکونت به اندازه زمین استفاده می کند و آن را به یک پرتوی لیزر پراش دار متمرکز می کند ، در سراسر جهان قابل تشخیص است. با حرکت منبع به سمت ما ، پرتوی در آسمان ما پخش می شود و مانند یک رعد و برق از یک فانوس دریایی به نظر می رسد. چشمک های نوری حاصل را می توان با مطالعه ارثی مکان و زمان (LSST) در رصدخانه Vera C. Rubin جستجو کرد ، که انتظار می رود کار علمی خود را در اواخر سال 2023 آغاز کند.

زمینه گیج کننده سیگنال های کیهان شناسی ، تابش موقت تابش نور خورشید از ماهواره های ارتباطی ما خواهد بود که می تواند در سال های آینده به صورت فلکی ده ها هزار قطعه مستقل که آسمان ما را پر می کنند ، اضافه شود. این امضای فناوری اختصاصی می تواند توانایی ما در جستجوی رعد و برق فضایی از زمین را به خطر بیندازد. یک کلاس گذرای کوتاه در فاصله های کیهان شناسی که قبلاً شناخته شده است ، انفجارهای سریع رادیویی است ، اما تصور می شود که آنها از ستاره های بسیار مغناطیسی نوترونی بر اساس یک منبع کهکشانی شناخته شده سرچشمه می گیرند.

تمدنی که فقط انرژی موجود در سیاره خود را جمع آوری می کند توسط نیکولای کارداشف در سال 1964 به عنوان نوع I طبقه بندی شد. تمدن های نوع II و III در مقیاس کارداشف به ترتیب از انرژی موجود در سیستم سیاره ای و کهکشان میزبان خود استفاده می کنند. این نوع پیشرفته در حال حاضر توسط داده های موجود محدود شده اند زیرا تشخیص آنها آسان تر است. اما حوزه امکانات فراتر از سطوحی است که برای اولین بار توسط کارداشف در نظر گرفته شده است. اصولاً می توان تمدن های فرضی را تصور کرد که انرژی موجود در خوشه کهکشان ها یا کل افق کیهان شناسی آنها را جمع می کنند. البته فضا و زمان در دورترین محدوده تلسکوپ های ما ختم نمی شود. این امکانات حتی فراتر از افق فضایی ما و قبل از انفجار بزرگ می تواند بیشتر باشد.

یافتن شواهدی از طلوع کیهانی فناوری ، وجود و آرزوهای خود را در زمینه گسترده تری قرار می دهد. اگر برای اولین بار چرخ را می دیدیم که در زیر مریخ نورد ساخته شده توسط گونه پیشرفته تری می چرخد ​​، نیازی به اختراع آن نخواهیم داشت.

در حال حاضر هیچ تصوری از سطح پیشرفته بودن فناوری های پیش از ما در فضا نداریم. اما یک چیز روشن است. اگر هر یک از ما می توانستیم فناوری بیگانه ای را کشف کنیم که جهشی کوانتومی نسبت به آنچه امروز داریم ، باشد ، آن شخص با بازاریابی همان ایده در زمین ، به شدت ثروتمند می شود. فرصتی برای یک هجوم طلا برای حفاری آسمان برای ایده های جدید فن آوری ، انگیزه مالی برای تبدیل شدن به یک ستاره شناس ناظر را فراهم می کند. در طولانی مدت ، اگر – همانطور که بسیاری از ما انتظار داریم – باهوش ترین کودکان در خیابان فضایی نیستیم ، نجوم می تواند چشم انداز ثروت بیشتری را نسبت به سیلیکون ولی یا وال استریت ارائه دهد.

[ad_2]

منبع: khabar-dirooz.ir