سفر بی پایان نوار موبیوس



اگر مجبور بودید دو طرف نوار موبیوس را ردیابی کنید ، هرگز انگشت خود را بلند نمی کنید. نوار یک طرفه و بدون حاشیه ، رویای یک هنرمند و شاهکاری از یک ریاضیدان است. یک آزمایش فکری معمولی برای نشان دادن نحوه کار نوار سه بعدی شامل ارائه مورچه در یک ماجراجویی است. حشره ای را تصور کنید که از نوار موبیوس عبور می کند. یک چرخه آشکار یک مورچه را نه از همان جایی که شروع کرده است ، بلکه وارونه ، درست در وسط زنجیره کامل قرار خواهد داد. مورچه پس از دو بخیه به ابتدای کار برمی گردد اما سرگیجه داشت.

پیامدهای مجازی و داستانی نوار موبیوس غنی است: وقتی می خواهید جلو بروید ، زنگ می خورید ، وقتی حلقه می زنید ، بیرون می یابید. این تمثیل مناسبی برای از دست دادن کنترل است. ممکن است بعد از سال 2020 از خود بپرسیم کجا هستیم؟ آیا ما پس از این همه آشفتگی به عقب برگشتیم و متوجه شدیم که موقعیت ما راکد است ، جایی که ما شروع کردیم؟ یا ما در آغاز جدیدی هستیم؟

پیوستار نوار موبیوس نشانه ای از چگونگی تجربه زمان به روشی غیرخطی است. هنرمندان و نویسندگان نیز این پدیده را بررسی می کنند. یکی از درخشان ترین نمونه های ادبی ، مثال گابریل گارسیا مارکز است صد سال تنهایی. این رمان با درهم آمیختن تاریخ ، حافظه و پیشگویی ها ، خانواده بواندیا را از طریق الگوهای رفتاری و عاطفی دنبال می کند. تبادل نظر بین دو نفر از اعضای خانواده این موضوع اصلی را نشان می دهد: «اورسولا آهی کشید. ‘زمان میگذرد.’ اورلیانو اذعان کرد: “این همان اتفاقی است که می افتد ، اما نه خیلی”.

کیفیت غیرقابل هدایت نوار موبیوس شاید از همه متمایزترین باشد. جهت گیری را می توان به عنوان “انتخاب مداوم جهت گیری محلی” تعریف کرد. توضیح محاوره ای بیشتر: اگر بتوانید در هر نقطه از سطح سازگار جهتهای “درون” و “رو به بیرون” یا “رو به بالا” و “رو به پایین” را انتخاب کنید ، فضا جهت پذیر است: هرگز به طور تصادفی در همان نقطه قرار نخواهید گرفت اما با “بالا” به “پایین” تبدیل شد. “

نوار موبیوس توسط دو ریاضیدان آلمانی به طور مستقل در سال 1858 کشف شد. آگوست فردیناند موبیوس ریاضیدان و ستاره شناس نظری بود (و همچنین اولین کسی بود که “مختصات همگن” را به “هندسه تصویری” وارد کرد). یوهان بندیکت لیستینگ ، یک ریاضیدان جوان ، اصطلاح “توپولوژی” را برای مطالعه سطوح ابداع کرد و با این کار خصوصیات نوار موبیوس را به طور مستقل تعیین کرد. اگرچه شاید یک استعاره بسیار پیچیده باشد ، اما جالب است بدانید که این دو مرد همزمان ، از جهات مختلف به یک نتیجه رسیدند.

می توانید فقط با یک کاغذ مستطیل شکل نواری از نوار موبیوس بسازید: تعداد عجیب و غریب نیم دور به آن بدهید ، سپس لبه ها را به پشت چسب بزنید. اما تصور می شد که این نوار هرگز در جهان طبیعی ظاهر نخواهد شد. از آنجا که هرگز در محیط ارگانیک ما مشاهده نشده است ، گاهی اوقات “شکل غیرممکن” نامیده می شود. با این حال ، کاربردهای عملی آن در دنیای اختراعات بشر زیاد است. به عنوان مثال ، از نوارهای Möbius در نوارهای چرخه مداوم ، نوارهای تحریر و کارتریج های چاپ رایانه استفاده می شود. در دهه 1960 آزمایشگاههای Sandia همچنین از نوارهای Möbius برای طراحی مقاومتهای الکترونیکی تطبیقی ​​استفاده کردند. تسمه های نقاله از کمربندهای Möbius استفاده می کنند زیرا باعث می شود تمام سطح کمربند یکنواخت شود و این باعث طولانی تر شدن آن می شود.

نوار موبیوس همچنین متناسب با انواع محصولات هنری و فرهنگی ساخته شده است. این نقاشی ها اشکال موبیوس و همچنین گوشواره ، گردنبند و جواهرات دیگر را نشان می داد. علامت جهانی سبز با سه فلش بازیافت نیز روبان Möbius را تشکیل می دهد. یک عمق تصویر وجود دارد که به شما یادآوری می کند ، استفاده مجدد و بازیافت را انجام دهید. این فقط یک اقدام دایره ای نیست. پویاست هدف این نماد نشان دادن سه جنبه متقابل یک زنجیره پایدار است: مجموعه ای از مواد قابل بازیافت ، تولید مواد بازیافتی در محصولات جدید و خرید و استفاده از محصولات ساخته شده از مواد بازیافتی. هر فلش در حالی که هر سه فلش یکدیگر را تعقیب می کنند خم می شود و می چرخد.

از نوار موبیوس در سخت افزار و تصاویر مشهور استفاده می شود ، اما جذابیت ریاضی و علمی نوار موبیوس نیز بیش از یک قرن به طول انجامیده است. در سال 2005 ، ایزاک فروند از دانشگاه بار ایلان در اسرائیل پیشنهاد کرد که قطبش نور مخدوش شود. قطبش نور خاصیتی است که نحوه حرکت میدان الکتریکی آن را توصیف می کند. قطبش در فیزیک به عنوان “عمل محدود کردن ارتعاشات یک موج عرضی ، به ویژه نور ، به طور کامل یا جزئی در یک جهت” تعریف می شود. موج عرضی به این معنی است که نوسانات نور عمود بر جهتی است که انرژی آن حرکت می کند. دانشمندان می توانند نور را به هواپیماهای خاص بسته به جهت گیری آن در فضا محدود کنند. به عبارت دیگر ، نور را می توان به شکل های جدید تنظیم کرد.

در سال 2015 ، پیتر بانزر از م Instituteسسه علوم نور ماکس پلانک در ارلانگن ، آلمان فرضیه فروند مبنی بر تابش نور را آزمایش کرد. به گفته کاترین کورنیل ، در می نویسد دانشمند جدید ، “تیم بانتزر دو نفر را پراکنده کرد [polarized] پرتوهای لیزر سبز دانه طلا ، که کمتر از طول موج نور است. نتیجه گیری به دست آمده یک مدل از قطب بندی با سه یا پنج پیچش را ارائه می دهد ، و یک ساختار شبیه Moebius به آن می دهد. “

هنگامی که من در دبیرستان تحصیل می کردم ، معلم انگلیسی من ، خانم مولوی هیل ، به هر یک از همکلاسی های ما س individualال جداگانه ای داد تا برای تکلیف نهایی پاسخ دهد. از یکی از همسالان من س myال شد ، “شکل هوا چگونه است؟ صد سال تنهایی؟ “او با داستانی پاسخ داد: خانواده اش سگی داشتند که دم او را تعقیب کند. سگ دیوانه شد ، در یک دایره می دوید ، دندانهای برهنه داشت ، پاهای عقب خود را شکار می کرد. یک روز ، دنبال دم او ، او را گاز گرفت. این شکل زمان است. که در صد سال تنهایی.

در طی این سال تنهایی ، گمراهی و فاصله ، ما خود را در آنچه که به نظر می رسد یک زمین و زمان تغییر شکل یافته است ، جهت می دهیم. اما برخلاف شخصیت های ماکوندو ، شهر خیالی مارکز که “از حافظه انسان تبعید می شود” ، ما همچنان آن را به یاد می آوریم و کشف می کنیم. حتی وقتی ما برای افرادی که از دست داده ایم عزاداری می کنیم ، نوآوری علمی رونق می گیرد و موجب صرفه جویی می شود.

تاریکی می تواند مانند یک سطح نامحدود و نامحدود به نظر برسد. ما می توانیم آن را به تنهایی قدم بزنیم. می توانیم آن را با هم قدم بزنیم. اما اکنون می دانیم که چیز دیگری می تواند پیچیدن بی پایان ، خاک گیج کننده ، یک فرضیه جوشان تأیید شده باشد: نور. فقط کمی فشار لازم است.


منبع: khabar-dirooz.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*