[ad_1]

در طول بیماری همه گیر COVID-19 ، اصطلاح “فاصله اجتماعی” در مرکز گفتمان عمومی بود ، اما این عبارت کمی اشتباه است. به معنای واقعی کلمه ، به نظر می رسد این عبارت از جدایی اجتماعی حمایت می کند. اما این فاصله “اجتماعی” نیست که بخواهیم آن را ارتقا دهیم. این یک جدایی فیزیکی است. در واقع ، حفظ ارتباطات اجتماعی – حتی از راه دور – هم برای سلامت روان و هم برای جسم ضروری است. به عنوان مثال ، نتایج متاآنالیزهای اپیدمیولوژیک نشان می دهد که عدم حمایت اجتماعی در حد سیگار کشیدن به عنوان یک عامل خطر برای بیماری و مرگ و میر است و حتی از سایر عوامل استرس زا مانند چاقی و آلودگی هوا نیز مضرتر است. با توجه به این واقعیت تجربی ، چگونه می توانیم با حفظ فاصله جسمی ، بهترین ارتباط را با دیگران داشته باشیم؟ آیا بهتر است یک ایمیل برای یک دوست ارسال کنیم؟ زنگ میزنی؟ چت تصویری راه اندازی می شود؟ فناوری مدرن ابزارهای زیادی را در اختیار ما قرار داده است. با این حال ، همه ابزارها انسجام اجتماعی را به یک اندازه ارتقا نمی دهند. و غالباً چنین انتخاب های به ظاهر كوچكی می تواند تفاوت زیادی بین پرورش روابط اجتماعی قوی تر و تسلیم فاصله اجتماعی فزاینده ایجاد كند.

در مقاله ای که به زودی در مجله روانشناسی تجربی: عمومی، من و نیک ایپلی آزمایش کردیم که آیا رسانه ای که افراد از طریق آن تعامل می کنند بر حس ارتباط آنها تأثیر می گذارد – و اینکه چگونه انتظارات از برخی فن آوری ها بر رسانه های ارتباطی که آنها برای استفاده انتخاب می کنند تأثیر می گذارد. به خاطر داشته باشید که این انتظارات ممکن است اشتباه باشد. اگرچه تعاملات صوتی (مانند تماس های تلفنی) می تواند ارتباطات قوی تری ایجاد کند ، اما به دلیل تصورات غلط در مورد چگونگی توسعه تعاملات اجتماعی ، رسانه های متنی (مانند ایمیل) اغلب ترجیح داده می شوند. هرگونه تعامل ما می تواند منجر به مزایا و معایب شود و تصمیم گیری در مورد نحوه اتصال براساس انتظارات از این هزینه ها و مزایای بالقوه است. وقتی مردم هزینه را بیش از حد ارزیابی می کنند یا مزایای ارتباط صوتی را دست کم می گیرند ، این می تواند تعصب اشتباهی را برای رسانه های متنی ایجاد کند.

به عنوان مثال ، در یک آزمایش ، از شرکت کنندگان خواستیم که با کسی که اخیراً با او ارتباط برقرار نکرده اند ، چه از طریق ایمیل و چه از طریق تلفن ، ارتباط برقرار کنند. شرکت کنندگان ابتدا پیش بینی کردند که اگر به این دو روش متصل شوند اتصال به چه صورت خواهد بود. به طور خاص ، این شرکت کنندگان پیش بینی کردند که در هر موقعیتی چقدر با هم ارتباط دارند و احساس ناراحتی می کنند. در این آزمایش ، آنها معمولاً فکر می کردند هنگام تعامل از طریق تلفن بیشتر از اینکه با ایمیل ارتباط برقرار کنند احساس ارتباط می کنند. اما آنها همچنین پیش بینی کردند که تماس های تلفنی ممکن است ناراحت کننده تر از نشت ایمیل باشد. شرکت کنندگان علاوه بر این مشخص کردند که کدام گزینه را ترجیح می دهند. اگرچه این شرکت کنندگان معتقد بودند که مکالمه ارتباطات قوی تری را تشویق می کند ، اما بیشتر آنها گفتند که ترجیح می دهند یک ایمیل ارسال کنند تا اینکه با آن شخص تماس بگیرند. به نظر می رسد ترس از بی دست و پا بودن افراد را به سمت روش های متنی ارتباط سوق می دهد.

نتایج ما نشان داد که برخلاف انتظار شرکت کنندگان ، نگرانی در مورد بی دست و پا بودن تا حد زیادی بی دلیل بود. در قسمت بعدی آزمایش ما شرکت کننده داشتیم در حقیقت با استفاده از هر روش ارتباط تصادفی – از طریق ایمیل یا تلفن – دوباره وصل شوید و پس از انجام این کار آنها را ردیابی کنید. همانطور که انتظار می رفت ، ما متوجه شدیم که افراد هنگام تعامل تلفنی ارتباطات بسیار قوی تری نسبت به ایمیل دارند. نکته مهم این است که هیچ تفاوتی در میزان ناراحتی هنگام اتصال مجدد تلفنی وجود ندارد. به نظر می رسد صدای انسان مزایای اتصال بدون هزینه پیش بینی شده را فراهم می کند.

در آزمایشی دیگر ، ما افراد را از طریق پرسیدن و پاسخ دادن به یک سری از سالات نسبتاً شخصی (مثلاً “آیا کاری وجود دارد که مدتها آرزو داشتید انجامش دهید؟ چرا آن را انجام نداده اید؟”) این مکالمات با ارسال پیام های متنی در زمان واقعی در حین گپ مستقیم ، فقط با استفاده از صوت یا درگیر شدن با چت تصویری انجام شده است. یک بار دیگر ، شرکت کنندگان ابتدا پیش بینی هایی در مورد احساس آنها می کردند و سپس در واقع با شخص دیگری بحث کردند. باز هم ، ما بی دست و پا بودن و رابطه را اندازه گیری کردیم ، در این صورت ما از عباراتی مانند اینکه چقدر آنها در مورد شریک مکالمه خود می دانند ، چقدر دوست دارند این شخص را دوست داشته باشند و رابطه محکمی دارند ، استفاده کردیم. در اینجا ، شرکت کنندگان انتظار نداشتند که رسانه ای که از طریق آنها ارتباط برقرار می کنند ، اهمیت داشته باشد. اما هنگامی که آنها در واقع تعامل داشتند ، مردم وقتی ارتباط برقرار می کردند بیشتر از اینکه با نوشتن صحبت کنند ، به طور قابل ملاحظه ای احساس ارتباط بیشتری می کنند – و به ویژه هیچ ناراحت کننده ای – جالب اینجاست که نشانه های بصری به آنچه رسانه صوتی قبلاً ارائه داده بود ، چیز دیگری اضافه نکرد. رسانه های فقط صوتی ، همانند تماس تلفنی ، به همان اندازه رسانه های سمعی و بصری احساس ارتباط قوی دارند که هر دو تعاملات اجتماعی با کیفیت بالاتری نسبت به رسانه های متنی ایجاد می کنند.

کار ما نشان می دهد که این انتظارات غلط ارزیابی شده می تواند روی نحوه انتخاب افراد برای ارتباط با دیگران و در نتیجه چگونگی انجام آنها تأثیر بگذارد. عدم درک هزینه ها و مزایای تعاملات مختلف باعث می شود افراد به جای برداشتن تلفن ، روش های بدتری برای اتصال از طریق هدایت آنها به متن ، ایمیل یا ارسال پیام در Slack انتخاب کنند که این امر منجر به تعامل مثبت تری می شود. با توجه به این شواهد ، تمرکز نه تنها بر محتوایی که سعی در انتقال آن داریم ، بلکه در زمینه انتقال آن بسیار مهم است. دفعه بعد که به چگونگی بهترین اتصال فکر کردید ، تماس یا تنظیم چت ویدیویی را در نظر بگیرید. در نتیجه ، احتمالاً احساس بهتری خواهید داشت. ایمیل ها یا پیام های متنی گاهی می توانند برای ارسال پیوست یا تعیین وقت چت برای اطمینان مفید باشند. با این حال ، احساس ارتباط اجتماعی به طور مطلوب با صدای شخص تسهیل می شود ، نه با صفحه کلید او.

[ad_2]

منبع: khabar-dirooz.ir